غلامعلی حداد عادل را شنیدیم که در باب سیاست ما
بین الملل و رابطه با آمریکا گفته است، تغییر باید در
عمل باشد و به قول ضرب المثل عامیانه قیمه با «ق ،»
«ی « ،» م » و «ه » گفتن درست نمی شود، بلکه «گوشت »
و «سیب زمینی » و «لپه » نیاز است. آخر تو را حداد جان
قسم به دستی که در ادب و فرهنگ پارسی داری، خواستم
بگویم این روزها وقایعی می افتند که ضرب المثل های
پارسی را در تضاد است.
مگر نشنیده ای که چندی پیش عده ای فقط هوس آش
کرده بودند و هنوز «آ » و «ش » را بر زبان نیاورده آش
برایشان درست شد و عده ای را نیز شنیدم که شب خواب
سیب زمینی دیدند و فردایش هوا هنوز گرگ و میش بود
که کامیون های سیب زمینی را دولت به خیابان ها سرازیر
کرد.حداد جان این است که می گویم ضرب المثل ها را
جایگزینی بباید جستجو کرد.

راستی یاد دارم پیری را که یک گونی سیب زمینی رایگان
را بر دوش کشیده بود اما به منزل نرسیده زیر وزن آن
کمر خم کرده بود و نای سخن گفتن نداشت و زبان
به تندی باز کرده بود. جلو رفتم که به رسم جوانمردی
کمکی دهم او را. پیر را سخنی شنیدم که متحیرم نمود
و سر به زیر انداختم و به راه خویش قدم نهادم و فکری
عظیم مرا در بر گرفت و سخن این بود:
برو جوان که رسم جوانمردی اگر خواهی به جای آوری
کاری کن که خرداد تمام شد ... در گرمای تابستان و
سرمای زمستان دیگر اینگونه مرا احتیاج نباشد که این
گونه گونی ها را به دوش کشم از سر ناچاری...