تبليغاتX
توقف نخواهم کرد
آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای... از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم...

گیرم که در باورتان

          به خاک نشسته ام

                    و ساقه های جوانم

                              از ضربه های تبرهاتان زخم دارد.

* با ریشه چه می کنید؟


گیرم که بر سر این باغ

              بنشسته در کمین پرنده ای

                        پرواز را علامت ممنوع می زنید

*با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟


گیرم که می زنید

              گیرم که می ُبرید

                           گیرم که می کشید

* با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید...؟

+ نوشته شده در  Mon 28 Dec 2009ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

 
بیست‌وسوم خرداد

مهدی كروبی خیلی سفارش كرده كه نخوابیم. خودش هم گمانم تا صبح كبریت گذاشته لای پلك‌هایش و یاد و خاطره چهار سال پیش را بدجوری زنده نگهداشته! بی‌خوابی به همه سرایت كرده، دوستان شمارشگر آراء هم نخوابیده‌اند و تكلیف انتخابات را همان نصف شب معلوم كرده‌اند. یكی - دو ساعت پس از پایان انتخابات را همان نصف شب معلوم كرده‌اند. یكی - دو ساعت پس از پایان انتخابات ده میلیون رأی را شمرده‌اند و شصت‌وسه درصد مردم به احمدی‌نژاد رأی داده‌اند (نه این جمله، جزو طنز مطلبم نبود، من تا این حد به طنز تلخ علاقه ندارم!) سپیده نزده دوستان شمارشگر سی میلیون رأی را شمرده‌اند و كماكان شصت‌وسه درصد آراء متعلق به احمدی‌نژاد است! يقين پیدا می‌كنم یا كردان هنوز از وزارت كشور نرفته یا دوستانش تعداد اعدادی كه بلدند محدود است! ول كن این شصت‌وسه نیستند هیچ رقمه! توی دلم می‌گویم حالا نمی‌شد كروبی سفارش نخوابیدن نمی‌كرد كه این دوستان نصف شب اینقدر زحمت نكشند و حاصل كارشان این شود كه وقتی نتایج آراءشان را جمع می‌زنی از مردم تا سوراخ سنبه‌ها را دنبال رأیشان می‌گردند. پلیس چون احساس می‌كند تمام سوراخ سنبه‌ها خیلی بی‌ناموسی است یك‌مقدار متنابهی با مردم برخورد می‌كند و برخورد می‌كند و... برخورد می‌كند! احمدی‌نژاد می‌آید میدان ولی‌عصر و در جمع پرشور و میلیونی حدود ده هزار نفر شعری با قافیه خس و خاشاك می‌گوید. روزهای بعد قافیه این شعر فرو می‌رود توی چشم خیلی‌ها (مودب بودم گفتم چشم!)

بیست‌وپنجم خرداد
حدود سه‌ونیم میلیون خس و خاشاك به گوینده این جمله، در خیابان آزادی، علامت موفقیت نشان می‌دهند! رئیس‌جمهور به‌شدت ساكت می‌شود. تا امروز هم مشغول ساكت شدن است. مردم شب‌ها الله‌اكبر می‌گویند. از سیاوش می‌پرسم بهمن پنجاه‌وهفت یا خرداد هشتادوهشت؟ می‌گوید مرداد سی‌ودو. خنده‌ام نمی‌گیرد. خنده تعطیل است.من و سیاوش در راهپیمایی دوشنبه از ذوق یازده مرتبه همدیگر را بغل می‌كنیم، ماچ نمی‌كنیم كه حرف درنیاورند!

بیست‌وششم خرداد

دوستان عدالت سرخود در میدان ولی‌عصر جمع می‌شوند.....

ادامه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 25 Jun 2009ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

 

غلامعلی حداد عادل را شنیدیم که در باب سیاست ما

بین الملل و رابطه با آمریکا گفته است، تغییر باید در

عمل باشد و به قول ضرب المثل عامیانه قیمه با «ق ،»

«ی « ،» م » و «ه » گفتن درست نمی شود، بلکه «گوشت »

و «سیب زمینی » و «لپه » نیاز است. آخر تو را حداد جان

قسم به دستی که در ادب و فرهنگ پارسی داری، خواستم

بگویم این روزها وقایعی می افتند که ضرب المثل های

پارسی را در تضاد است.

مگر نشنیده ای که چندی پیش عده ای فقط هوس آش

کرده بودند و هنوز «آ » و «ش » را بر زبان نیاورده آش

برایشان درست شد و عده ای را نیز شنیدم که شب خواب

سیب زمینی دیدند و فردایش هوا هنوز گرگ و میش بود

که کامیون های سیب زمینی را دولت به خیابان ها سرازیر

کرد.حداد جان این است که می گویم ضرب المثل ها را

جایگزینی بباید جستجو کرد.

سیاست سیب زمینی

راستی یاد دارم پیری را که یک گونی سیب زمینی رایگان

را بر دوش کشیده بود اما به منزل نرسیده زیر وزن آن

کمر خم کرده بود و نای سخن گفتن نداشت و زبان

به تندی باز کرده بود. جلو رفتم که به رسم جوانمردی

کمکی دهم او را. پیر را سخنی شنیدم که متحیرم نمود

و سر به زیر انداختم و به راه خویش قدم نهادم و فکری

عظیم مرا در بر گرفت و سخن این بود:

برو جوان که رسم جوانمردی اگر خواهی به جای آوری

کاری کن که خرداد تمام شد ... در گرمای تابستان و

سرمای زمستان دیگر اینگونه مرا احتیاج نباشد که این

گونه گونی ها را به دوش کشم از سر ناچاری...

منتشر شده در هفته نامه مهر کرمان

 

+ نوشته شده در  Wed 22 Apr 2009ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

به ياران دبستاني كه در زمان برخاستن
تركه بيداد را بر نميتابند
چوب الف را ميشكنند
دشتهاي سترون يآس را به جنگل اميد بدل ميكنند
و سنگر آزادي را پاس ميدارند

+ نوشته شده در  Tue 17 Feb 2009ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

 

 پاسی از شب گذشته و من مثل هر شب

  لبخند کوچک ماه را

بر بوم ذهن خویش نقاشی می کنم

دلتنگی ستاره ها را به نظاره می نشینم

و باز آرزو می کنم ای کاش

از فریادم تا ستاره ها راهی نبود

یا اینکه برف از زمین به آسمان می بارید

تا به ستاره ها بگویم که ماه اینجاست

پشت پنجره سبز اتاق بالا قایم شده است

چشم هایش را بسته ...

دارد بازی می کند ...

دارد می خندد ...

چشم هایش را باز خواهد کرد ...

- سعید پارسایی -

*تقدیم به آن ماه دبستانیمان که در کماست*

    

+ نوشته شده در  Wed 24 Dec 2008ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

 

                   آن سگ را مي گويم!

            پشمالويي با چشمان پر از طعنه...

        آنكه نفرت را جزئي از بشريت مي پنداشت!

                             خيره مي نگريست...

                    شايد چيزي خلاف باورش مي ديد...

-سعید.پارسايي-

 

+ نوشته شده در  Mon 22 Dec 2008ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

 

با نهایت تاسف و تاثر در گذشت پدر دوست عزیزمان وحید دانشور را به ایشان و خانواده محترم تسلیت عرض می نماییم و برای ایشان از درگاه باری تعالی طلب مغرفت می نماییم.         

+ نوشته شده در  Sat 27 Sep 2008ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

ماموران انتظامی ایران، با محاصره کردن امامزاده طاهر و گورستان واقع در آن، روزچهارشنبه دوم مردادماه، مانع از برگزاری مراسم هشتمین سالگرد درگذشت احمد شاملو، شاعر نامدار ایرانی، شدند.

فرخنده حاجی زاده، نویسنده، شاعر، و ناشر، که تصمیم به شرکت در مراسم  روز چهارشنبه را داشت، به رادیو فردا گفت: «بعد از ظهر امروز، از ساعت از پیش اعلام شده برای آغاز گردهمایی بر سر آرامگاه احمد شاملو، انبوهی از خودروهای متعلق به نیروهای امنیتی و انتظامی مانع از ورود مردم و نیز هر گونه وسیله نقلیه ای به محوطه امامزاده طاهر می شدند».

  در همین حال، خبرگزاری فارس گزارش داده است که نیروی انتظامی حاضر در اطراف امامزاده طاهر گفته است «این مراسم فاقد مجوز قانونی است».

این خبرگزاری بدون اشاره به تعداد کسانی که برای حضور در این مراسم به امامزاده طاهر رفته بودند، اضافه کرده است: عده‌ای که طبق هماهنگی قبلی با اتوبوس از تهران به کرج رفته بودند پس از مدتی سرگردانی به تهران بازگشتند.مراسم یابود احمد شاملو را کانون نویسندگان ایران سازماندهی کرده بود.

 کانون نویسندگان در بیانیه ای به همین مناسبت اعلام کرده بود:« احمد شاملو پرستار بی خواب پروانه و شبنم، در سراسر زندگیِ پر فراز و نشیب خود، نه سکوت را تاب آورد و نه سرسپردگی را. شعر رهائی بخشِ او، جز صلای آزادی، هرگز برای خاموشی و فراموشی سروده نشد».

 کانون نویسندگان ایران تصریح کرده است که «کلام و کردار آزادی خواهانه او که مَنِش و سرمشقِ نسل های پُر امید امروزی ماست، ما را جز به راهِ مبارزه برای تحکیم و گسترش آزادیِ اندیشه و بیان دعوت نمی کند».

 احمد شاملو، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و مترجم ایرانی که در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمده بود.وی  روز دوم مرداد ۱۳۷۹ در پی یک دوره بیماری طولانی در بیمارستان ایران مهر تهران در گذشت.احمد شاملو در  امامزاده طاهر در مهرشهر کرج، در غرب تهران، به خاک سپرده شده است.

 شاملو شعر را متاثر از  نیما آغاز کرد اما راهی نو گشود که سرنوشت  وزن و عروض را در شعر پارسی برای همیشه دستخوش تحول ساخت.

 با این همه شاملو فقط شاعر ۱۸ مجموعه شعر نبود. ترجمه ۳۳ رمان و شعر و نمایشنامه به فارسی، تصحیح سه دیوان از متون کهن، چند دهه تالیف فرهنگنامه  چند ده جلدی «کتاب کوچه»، تالیف ده اثر برای کودکان و بالاخره سردبیری دستکم سیزده هفته نامه و ماهنامه، از او تصویر متفاوتی  می سازد.

گورستان امامزاده طاهر که پیکر شمار چشمگیری از هنرمندان ایرانی معاصر در آن جا به خاک سپرده شده است، در سال های اخیر به نام «آرامگاه هنرمندان» شهرت یافته است.                 - رادیو فردا -

+ نوشته شده در  Thu 24 Jul 2008ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

 

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
پيرو فراخوان مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مبني بر برگزاري تجمعي مسالمت آميز در اعتراض به نقض حقوق بشر بالاخص اعتراض به حکم صادره براي فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر و درخواست از قوه قضائيه براي توقف و بازنگري در حکم صادره در مورد اين فعال مدني، مردم انسان دوست و صلح طلب از مناطق مختلفي چون سقز،بانه،قروه ،کامياران،دهگلان،مهاباد،مريوان،خرم آباد،بندرعباس،کرمانشاه و.. بصورت فردي و جمعي در محل تعيين شده يعني مقابل دادگستري شهر سنندج تجمع نمودند.

                             
تجمع مذکور از ساعت ده صبح طبق اعلام با جمعيتي بالغ بر سصيد نفر از اقشار مختلف جامعه آغاز و تا ساعت ده و بيست دقيقه جمعيت به بيش از هزارنفر افزايش يافت ، در اين هنگام نيروهاي انتظامي و لباس شخصي در محدوده محل تجمع حاضر گرديدند . به دليل ماهيت مسالمت آميز تجمع ، رويکرد مجموعه و برخورد مناسب نيروي انتظامي و همچنين وساطتت تني از مسئولين براي پايان دادن به تجمع بطوري که تجمع مذکور بدون برخورد ، خشونت و تنش به پايان رسد ، با قرائت قطعنامه پاياني تجمع که در آن از قوه قضائيه و نمايندگان مجلس خواستار پاسخگويي و تجديد نظر در حکم فرزاد کمانگر شديم ، تجمع را ناچاراً به پايان برديم ، اين در حالي بود که حداقل جمعيت حاضر بيش از هزار نفر رسيد و به دليل فاصله هاي زماني و مکاني کماکان هزاران نفر از مردم نيز در راه بودند .
همچنين عليرغم احضار تني از فرهنگيان به نامهاي ، نعمت محمدي ، رحمت محمدي ، محمد باقر پيري ، هوشنگ يوسفي ، صابر قبادي و تني ديگر از فرهنگيان سنندج و کامياران در روزهاي گذشته به اداره اطلاعات و درخواست عدم شرکت در تجمع روزجاري ، فرهنگيان استان کردستان پرحضورترين شرکت را در تجمع روزجاري به نمايش گذاشتند .
همچنين تجمع مذکور شاهد تصاوير متعددي از فرهاد وکيلي ، علي حيدريان ، ياسر گلي ، هانا عبدي انور حسين پناهي و تني ديگر از زندانيان سياسي و فعالان مدني استان کردستان بود و حضور خانواده هاي اين زندانيان در اين تجمع مشترکاً پيام پايان دادن به نقض حقوق بشر و آزادي زندانيان وجداني را به نمايش گذارد.
همچنين بدينوسيله ضمن پوزش از تمامي مردم دلسوز و آزادانديشي که براي اعلام حمايت از زندانيان مدني و بالاخص فرزاد کمانگر از مناطق بعضاً بسيار دور مراجعه نمودند و به علت بعد مسافت با اندکي ديرکرد و زماني که تجمع پايان يافته بود رسيدند تنها دليل پايان زودهنگام تجمع را جلوگيري از تنش و درگيري و به پايان بردن مسالمت آميز تجمع بر اساس ماهيت آن اعلام مينمائيم. اميدواريم حضور اعتراض آميز هزاران آزادانديش در تجمع امروز و اعتراض به نقض حقوق بشر مورد توجه مسئولين مربوطه قرار گيرد . مسلماً تجمع امروز پيام صلح طلبي ، مسالمت جويي و اقتدار جامعه مدني را به جهانيان منتقل مينمايد.

قطعنامه تجمع کنندگان مقابل دادگستری سنندج
بر روی دفتر های مشق ام

بر روی درخت ها و میز تحریرم

بر برف و بر شن

می نویسم نامت را...

آزادی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 20 Jul 2008ساعت 2:19 قبل از ظهر  توسط سعید  | 

براي ديدن پوستر 18 تير در اندازه واقعي كليك كنيد

  

18 tir pic
عكس 18 تير
تير 18 .jpg

+ نوشته شده در  Tue 8 Jul 2008ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط سعید  | 


 

 اولين جرقه تا حمله ي ماموران

صبح پنج شنبه، بدون "سلام" آغاز شد و شب آن روز آبستن رويدادهای حيرت آور ديگری بود. و به اين ترتيب، يک تيتر تکان دهنده، نقطه آغاز ماجرايی پر حادثه شد.
پنج شنبه شب، تعدادی از دانشجويان ساکن کوی دانشگاه تهران در خيابان کارگرشمالی(امير آباد شمالی)، در اعتراض به توقيف روزنامه سلام گرد هم می آيند. دانشجويان، خواستار رفع توقيف از سلام و عدم تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس هستند. ادامه اعتراض از محوطه کوی دانشگاه به خيابان کشيده می شود. ماموران نيروی انتظامی و پس از مدتی، نيروهای ديگری که "لباس شخصی" خوانده شده اند، نيز از راه می رسند. نيمه های شب، درگيری مختصری ميان دانشجويان و ماموران نيروی انتظامی روی می دهد. دانشجويان پس از سنگ پرانی، يکی از سربازان نيروی انتطامی را به گروگان با خود به داخل خوابگاه دانشجويی می برند و پس از مدتی، رهايش می کنند. به نظر می رسد که ماجرا پايان گرفته، اما حوادث مسير ديگری دارد. نيروهای انتظامی، و لباس شخصی ها نيز در نخستين ساعات بامداد جمعه 18 تير ماه وارد محوطه کوی دانشگاه می شوند. بسياری از دانشجويان کتک می خورند و بازداشت می شوند. چيزی به صبح نمانده، اما در مدتی اندک، کوی دانشگاه به هم ريخته و دگرگون شده است. مهاجمان رفته اند و دانشجويان زخمی را در اتاق های آشفته، کنار وسايل و در ها و پنجره های شکسته به حال خود رها کرده اند.
شهر، جمعه با خبری هولناک از خواب برمی خيزد و پس از آن درگيری ها تا پنج روز ادامه می يابد. امير آباد شمالی، خبر سازترين نقطه ايران است، اما موج تطاهرات و اعتراضات به ساير خيابان ها هم کشانده شده. نيروهای ضد شورش در سراسر شهر حاضرند و روزنامه ها در روز، گاه تا سه نوبت چاپ می شوند. خبرهای ضد و نقيض، لحظه به لحظه منتشرمی شوند و مقامات می کوشند با حضور در جمع دانشجويان، آنان را متقاعد کنند که پيشرفت اصلاحات، محتاج دوری از تنش و خشونت است. درگيری، به ويژه در اطراف کوی دانشگاه، ميدان انقلاب و دانشگاه تهران ادامه دارد
 

 

18 تير 18 تير

تلفات و خسارات
بر اساس آخرين خبرها، کشته شدن يک نفر، عزت ابراهيم نژاد که آن شب مهمان کوی دانشگاه بوده، قطعی است. اما اطلاع دقيقی از ميزان مجروحين و بازداشت شدگان در دست نيست، گرچه گفته می شود يک دانشجوی پزشکی، چشم راست خود را در جريان حملات از دست داده است. مقامات دانشگاه تهران، از ميلياردها ريال خسارت به کوی دانشگاه سخن می گويند. وزير علوم استعفا کرده، اما محمد خاتمی، رييس جمهوری با اين استعفا موافقت نکرده است. همه مسوولان از محکوميت حوادث روی داده و حمله به خوابگاه دانشجويان سخن می گويند. اما حوادث سر باز ايستادن ندارد

18 تير


شهر به ظاهر آرام ميگيرد
غروب سه شنبه 22 تير ماه، دانشگاه تهران را دود به تمامی گرفته است. شليک گاز اشک آور و آتش های برافروخته، چشم ها را می سوزاند. دانشگاه تهران تقريبا در محاصره است و دانشجويان راهی برای خلاصی و رسيدن به کوی دانشگاه می جويند. نيروی انتظامی و لباس شخصی ها از ميدان انقلاب و دانشگاه ، راهی کوی دانشگاه شده اند و دانشجويان به داخل کوی عقب می نشينند. چهارشنبه 23 تير، کسان ديگری در خيابان هستند. آنها در حمايت از رهبري و نظام شعار می دهند. شب در کوی دانشگاه ساکت تر از هميشه است و دانشجويان در اتاق های نامرتب، ناباورانه به آنچه پشت سر گداشته اند، فکر می کنند. نيروهای انتظامی در بيرون کوی مشغول نگهبانی هستند

شهر آرام گرفته، اما طنين حوادث اين چند روز، تا مدت ها ادامه خواهد داشت...

18 تير


محكوميت ها

احمد باطبی، به جرم بلند کردن يک پيراهن خونين که عکس آن بر روی جلد هفته نامه "اکونوميست" به چاپ رسيد، ابتدا به اعدام و سپس به 15 سال زندان محکوم شد. دادگاه نظامی پس از مدتی، فرماندهان و کادرهای نيروی انتظامی را، جز در چند مورد محدود مثل دزديدن ماشين ريش تراش يک دانشجو، از اتهامات وارده مبرا دانست و به بی گناهی آنان رای داد. رای دادگاه، تقريبا با اولين سالگرد حادثه و زمانی صادر شد که محسن رهامی، وکيل مدافع دانشجويان خود به دليل پيگيری پرونده، در زندان به سر می برد. چندی بعد، حجت الاسلام مبشری، رييس دادگاه انقلاب نيز اعلام کرد که تمامی 16 نفر لباس شخصی از اتهام اقدام عليه امنيت ملی تبرئه و آزاد شده اند. همين دادگاه، در مقابل، عزت الله ابراهيم نژاد، مقتول حادثه کوی دانشگاه را به دليل سنگ پرانی و سردادن شعار عليه ماموران انتظامی مجرم دانست، اما به دليل فوت، برای وی قرار موقوفی تعقيب صادر نكرد!

18 تير


و امروز...

دولت ايران تمام راه پيمايی های روز سه شبه (18 تير) به مناسبت سومين سالگرد تظاهرات دانشجويی که خواستار اصلاحات سياسی بودند را ممنوع کرده است.
تحكيم وحدت فقط بيانيه صادر ميكند: سوال ما اين است كه اگر پايتخت يك سرزمين و وزارت كشور آن، توانايی ايجاد فضايی سالم برای مدنی‌ترين نوع اعتراض را نداشته باشد، برای تحقق توسعه سياسی و گسترش نهادهای مدنی چه بايد كرد؟
 

 

+ نوشته شده در  Mon 7 Jul 2008ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط سعید  | 

اين ليست در بردارنده اسامي بيش از 400 زنداني سياسي و عقيدتي در زندانهاي جمهوري اسلامي و در سراسر کشور ايران ميباشد ، اين کتابچه که به صورت فصلنامه منتشر ميگردد و حاوي آخرين اسامي و مشخصات زندانيان سياسي ايران است که از سوي ديده بانهاي جامعه و نهادهاي مدني مورد شناسائي قرار گرفته اند . اين کتابچه فرصتي براي يادآوري وجود صدها زنداني عقيدتي و وجداني است که ساليان سال است دور از رسانه هاي عمومي و حمايت افکار عمومي در گوشه هاي تاريکخانه ها و دخمه ها گذر ايام مينمايند. آنچه در باره اين ليست بايد توجه داشت :
1-اين ليست به هيچ روي در بردارنده تمامي زندانيان سياسي ايران نمي باشد بلکه تنها اسامي شناسائي و مستند گشته را شامل ميشود و يقين است که ليست نهايي زندانيان عقيدتي ايران بسيار گسترده تر از اين تعداد شناسائي شده خواهد بود.
2-اين ليست تنها در بردارنده افرادي است که هم اکنون در پشت ديوارهاي بلند زندان محبوس ميباشند است.
3-عليرغم بي سابقه ، به روز و جامع بودن ليست مذکور ، اين مجموعه منکر وجود درصد خطا در ليست نمي باشد و براي تصحيح و تکميل اين ليست نيازمند حمايت و ياري تمامي مدافعان حقوق بشر و مطلعين مربوطه ميباشيم .

واحد انتشارات مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران - بهار 1387

برای دانلود فصلنامه "لیست اسامی زندانیان سیاسی ایران" کلیک کنید..

 

+ نوشته شده در  Sun 29 Jun 2008ساعت 2:4 قبل از ظهر  توسط سعید  | 

 

دو دانشجوی دانشگاه سیستان بلوچستان به ۶ ماه حبس تعزیری و یک دانشجوی دانشگاه شیراز به یک سال حبس تعلیقی محکوم شدند.

 مهدی محمودی دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشگاه و سید باقر سجادی دبیر اسبق انجمن علمی دانشکده اقتصاد و عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه در پی برگزاری جلسه پرسش و پاسخ و بیان نقد عملکرد دولت نهم در خصوص سیاست خارجه و سیاست های داخلی و اقتصادی در اردیبهشت ماه ۸۵ و با شکایت مدعی العموم هر کدام به تحمل شش ماه حبس تعزیری از سوی شعبه ۱۰۵ دادگاه قضایی زاهدان محکوم گردیدند.

 همچینن یونس میر حسینی از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز به یک سال حبس تعلیقی به مدت چهار سال محکوم شد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، میرحسینی از سوی دادگاه انقلاب شیراز به اتهام “تبلیغ علیه نظام”، “عضویت در گروههای مخالف نظام” و “تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام” محکوم شده است.

 گفتنی است دادگاه انقلاب شیراز در یک دادگاه فرمایشی که تنها به مدت ۲۰ دقیقه به طول انجامید به اتهامات میر حسینی رسیدگی کرده است.

 یونس میر حسینی ۱۴ آذرماه ۱۳۸۶ توسط اداره اطلاعات شیراز و با ضرب و شتم مقابل دانشگاه بازداشت شده بود که پس از ۱۴ روز با قرار وثیقه آزاد شد. دانشجویان دانشگاه شیراز در مدت بازداشت وی سه تجمع را در حمایت از میر حسینی بر گزار کرده بودند.

 منبع : خبرنامه امیر کبیر  .

+ نوشته شده در  Thu 26 Jun 2008ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

 

طی این مقاله سعی شده است تا تحلیلی هر چند کوتاه و گذرا از" کابینه معلق دولت احمدی نژاد، سیاست داخلی و خارجی ،اقتصاد ایران و آنچه اخیرا در کشور روی داده است" ارائه شود.

در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 18 Jun 2008ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

 

دوره ششم انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان  چهارشنبه گذشته ۲۰/۳/۸۷ برگزار شد و هفت عضو شورا و دو عضو علی البدل انتخاب شدند

 

امسال انتخابات طبق قوانین که البته توسط سایر تشکل ها نقض شد داخلی بود و فقط اعضا می توانستند رای بدهند .فعلا فقط جامعه اسلامی هست که هر جور دلش بخواهد انتخابات برگزار می کند.بسیج هم که اصلا انتخاباتی ندارد که برگزار کندُنمیدانم وقتی که رئیسشان را ناحیه مقاومت بسیج استان انتخاب می کند چطور پیشوند تشکل دانشجویی رو هم یدک می کشند؟

 

 شورا مرکزی جدید و علی البدل ها

 

۱- علی زارع  ارشد مکانیک

 

۲- یاشا زنگی آبادی معدن

 

۳-سید سعید میر حسینی مکانیک

 

۴- سعید پارسایی برق

 

۵ -آرمین صادقی پور عمران

 

۶ -رضا رحمانیان کامپیوتر

 

۷-زهرا موسوی زیست شناسی

 

۸-حسین خالصی کامپیوتر

 

+ نوشته شده در  Sun 15 Jun 2008ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

 

در پی مسمومیت شدید غذایی صدها دانشجوی دانشگاه باهنر کرمان -که از روز چهارشنبه آغاز شد- تحصن دانشجویان از ظهر روز جمعه ، جلوی تالار وحدت دانشگاه شروع شد و همچنان ادامه دارد.

تنها پاسخ امیری خراسانی در جمع دانشجویان خوابگاه پسران این بود که "تعداد مسموم شدگان دختر خیلی بیشتر از شما بوده است چرا شما پسرها اینگونه برخورد مینمایید." طبق آمار پزشک بیمارستان افضلی پور، مسموم شدگان حدود 700 نفر بوده اند که البته همچنان و تا پاسی از جمعه شب و امروز سیل دانشجویان به سمت مراکز درمانی ادامه دارد به طوری که بیمارستان بزرگ افضلی پور قادر به ارائه خدمات درمانی نبود و عده ای از بیماران به مرکز درمانی باهنر انتقال یافتند. وبه دلیل کمبود آمبولانس ، بیماران توسط مینی بوس منتقل می شدند. وضع برخی از دانشجویان تا حدی وخیم بود که به تجویز پزشک شست و شوی معده شدند و حتی عده ای از دانشجویان با پایین آمدن ضربانشان کاملا بیهوش شدند.

همچنین پاسخ مسولین به دانشجویان دختر این بوده که تعداد مسموم شدگان خیلی کم بوده است.که به خاطر همین فرافکنی ها با برخورد  واعتراضات تند دانشجویان دختر روبرو و مجبور به ترک خوابگاه شدند.به گفته دانشجویان دختر خوابگاه باهنر در یک اقدام غیر منتظره و قبل از حضور مسولان بهداشت در خوابگاه ، خدمات دانشگاه اقدام به شست شوی خوابگاه کردند که خود جای سوال است.مسولین بهداشت از ادامه نمونه برداری و آزمایشات خبر دادند.

همچنین به خاطر عدم حضور دانشجویان در سلف برای غذای شب پنچ شنبه مسولین سلف اقدام به توزیع غذا در خوابگاه کردند که با مخالفت دانشجویان خوابگاه پسران و دختران و راه ندادن ماشین های غذا به خوابگاه این امر صورت نگرفت.لازم به ذکر است که هنگام حضور یکی از افراد یک نشریه دانشجویی در بیمارستان افضلی پور برای کسب امار واطلاعات از وضعیت دانشجویان بیمار حراست دانشگاه با حضور در محل بیمارستان اقدام به تهدید و پاره کردن برگه های وی کردند.همچنین آنها از حضور خبرنگاران در دانشگاه جلوگیری کردند.

پس از حضور امیری خراسانی و صاحب الزمانی در خوابگاه پسران ودختران و عدم پاسخگو بودن مسولان ،بالغ بر 500 دانشجو اقدام به برپایی تحصن خودجوش کردند و خواستار حضور مسولین و پاسخگویی آنها شدند که مسولین خواستار انتخاب عده ای به عنوان نماینده و پاسخگویی به آنها شدند ؛ ولی وقتی با اسرار دانشجویان مبنی بر حضور آنها در جمع تحصن کنندگان روبرو شدند، این امر صورت نگرفت.که همین امر باعث تشنج بیشتر در میان متحصنین -که اکثرا خوابگاهی بودند- شد و آنها شعارهایی همچون "دانشجوی با غیرت حمایت حمایت"و"مسول بی لیلقت استعفا استعفا"و"امروز اگه حل نشه فردا قیامت میشه" سر دادند.

جمعی از دانشجویان دختر و پسر خوابگاه تحصن خود را ادامه دادند و و تا پاسی از شب جمعه دردانشگاه ماندند. همچنین بالغ بر صد نفر از دانشجویان پسر اقدام به خوابیدن در نزدیکی درب ورودی دانشگاه کردند ومانع از تردد ماشینها به غیر ازماشین های امدادی شدندو افزودند تحصن خود را ادامه می دهند.

* این اولین بار نیست که در سالهای اخیر دانشویان دانشگاه باهنر درپی مسمومیت اقدام به برگزاری تحصن می کنند. به طور مثال در ترم پاییز 85 نیز چنین وضعیتی روی داد ودر حدود 500 دانشجو دچار مسمومیت شدند.همین طور در ترم پاییز 86 با دیده شدن سوسک در غذا دانشجویان اقدام به تحصن کردند که نه تنها نتیجه مطلوبی نداشت بلکه بیش از 10 نفر از تحصن کنندگان به جرم اخلال در نظم دانشگاه به توبیخ کتبی و در درج در پرونده محکوم شدند. 

این تحصن امروز صبح (شنبه) نیز ادامه دارد و دانشجویان از ساعاعت آغازی صبح در محوطه چمن نزدیک سر در دانشگاه جمع شدند و دادن شعار گرداختند

 

+ نوشته شده در  Sat 24 May 2008ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط سعید  | 

 

با پايان ۵ ماه تعليق ، فعاليت هاي انجمن اسلامي كرمان آغاز گشت.

امروز (۲۸ ارديبهشت) همزمان با شروع فعاليت ها اعضا انجمن اسلامي كرمان اقدام به پخش شيريني كردند و حضور دوباره خود را در صحنه دانشگاه اعلام كردند كه با استقبال پرشور بدنه دانشگاه همراه بود.

"آزادي را پاس بدار حقيقت از خودش دفاع مي كند."

"سبز مي شويم...

            در وعده گاه ...

                    اجتماع دست ها ...."

" خفه مي شوم

            خفه مي شوي

                           خفه مي كند!!

سكوت كلاس...

و باز صداي سوت شلاق ها

                        و هنر نمايي تركه آلبالو

و من باز از تاول دست هايم فهميدم

            كه هنوز نمي توانم سوم شخص را

                                                        خوب صرف كنم."

.

.

.

 

آري

 

 

"دانشگاه زنده است"

 

 

+ نوشته شده در  Sat 17 May 2008ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

پایان ۵ ماه تعلیق فعالیت های انجمن اسلامی دانشگاه باهنر کرمان

 

+ نوشته شده در  Fri 16 May 2008ساعت 4:19 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

خون ِ نسل ها باید ، گر بهای آزادی
قرن ها چه سنجد سر، پیش ِ پای آزادی؟
تا رها کنند آخر تن زبندِ دریا ها
عاشقان ِ امواجند صخره سای آزادی
کافرم خدایان را ، ور جهان فرو ریزد
در نمی گشایم جز بر خدای آزادی
بر قنات ِ رگهایم ، قطره ای نمی خواهم
گو به سیل ِ خون گردد آسیای آزادی!ـ
دشمن از شکستن ها صرفه ای نخواهد برد
رشگ ِ بال ِ سیمرغ اند ، بال های آزادی
ای غریق ِ وحشت ها ، ورطه را کرانی نیست
آشنا نگردی گر با شنای آزادی
در شبی چنین هایل ، جان چراغ ِ ظلمت کن
بی خطر نمی تابد ، روشنای آزادی
چنگ ِ شعر ِ زیبا را زخمه فرّخی گون زن
تا نوای دل خیزد ، با نوای آزادی
+ نوشته شده در  Mon 12 May 2008ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی، 2567 شاهنشاهی و 1387خورشیدی. اگرچه پیامبر 1387سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5644 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت و 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از 1387 سال می باشد...

نوروز با یاد دانشجویان زندانی

 بر سرزمین خود ببالید

و بر سر سفره های هفت سین خود آن زمان که دست به دعا بر می دارید دعا کنید تا دیگر بی گناهی ، نوروز را در پشت میله های زندان نباشد.

آن استاد را می گویم ، آن کارگری که حقش را می خواست ، آن بی گناه را می گویم همان دانشجوی آزادی خواه را .... .


+ نوشته شده در  Wed 19 Mar 2008ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط سعید  |